خرید بک لینک

خانواده از نظر اسلام نهاد مقدسی است که جایگاه رفیع و پایگاه اصالت افراد محسوب می­شود؛ این جایگاه و پایگاه مستحکم ؛ غرب را به وحشت انداخته و به تبع همین ترس و هراس، آنها می­کوشند خانواده را به خانوار تبدیل کنند و ماهیت جمعی آن را به فرد گرایی مبدل نمایند چرا که آنان نیز می­دانند دست خدا با جماعت است و این خانواده است که جامعه بزرگتر را شکل می­دهد.

بی­گمان برای فروپاشی جوامع و تسلط بر آنها؛ بهترین و مطمئن­ترین راه از هم گسیختگی خانواده است که در نوشتار پیش­رو به راهکارهای غرب برای فروپاشی خانواده خواهیم پرداخت.

برخی اندیشوران بر این عقیده­اند که پس از انقلاب صنعتی و رنسانس؛ خصوصأ از ابتدای قرن بیستم که حق مالکیت زن در غرب به رسمیت شناخته شد، از هم گسیختگی غرب شروع کار شد و این حاصل زندگی مدرن بود که سبب می­شد برخی مناسبات اجتماعی از جمله رکن اصلی آن یعنی خانواده دچار دگرگونی و تحول شود اما با تحلیلی که در ادامه ارائه می­شود؛ خواهیم دانست برنامه­ای مدون و حساب­شده برای تحقق بخشیدن به این اهداف و اغراض تدوین و اجرایی شده است.

انسان طماع، حریص و زیاده­خواه است و همواره می­کوشد تا با جلب منفعت و دفع ضرر؛ حس خودخواهی خویش را اقناع و اشباع نماید و در این مسیر دو اسبه می­تازد تا جایی که اخلاق و فضائل انسانی فدای مادی­گری وی می شود؛ او موجودی اجتماعی است که در مجامع و محافل مختلف توان اثرگذاری و
تأثیرپذیری دارد، در واقع اجتماع متشکل از تک­تک افراد است؛ حال اگر عده­ای از افراد با خصوصیات فوق دور هم جمع شده و با خوی استکباری در پی استعمار و استثمار دیگر جوامع باشند؛ غول بدهیبتی چون اسرائیل و یهود صهیونیزم شکل می­گیرد که برای سلطه بر جهان و غارت منابع ایشان برنامه­هایی را در قالب پروتکل­های 24 گانه تهیه و تنظیم نموده و برای اجرایی کردن آن از ایادی خود خصوصأ آمریکا؛ بیشترین بهره­ها را می­برد و مهمترین اقدام ایشان کنترل جمعیت جهان و جلوگیری از رشد آن است که این برنامه توسط افرادی چون بیل گیتس مدیر آمریکایی شرکت مایکروسافت پیگیری و عملیاتی می­شود.

صهیونیزم یهودی برای غارت و چپاول دولت­ها و ملت­های مستعمره، سیاست­های خصمانه­ای را در عرصه سخت و نرم دنبال می­کند که اشغال فلسطین و کشتار مردمان مظلوم جهان به انحاء مختلف - و به بهانه­ مبارزه با تروریسم و برقراری صلح جهانی - نمونه بارز آن در عرصه جنگ سخت است. حتی وقتی به اکتشافات به‌روزی در عرصه علوم مختلف از جمله پزشکی دست می­یابند، برای اطمینان از نحوه عملکرد صحیح آن، این داروها بر روی مردم آسیا و آفریقا تست می­شود، واکسن فلج اطفال شاهدی بر این مدعاست و وجود فرزندان ناقص العضو در هند و پاکستان مهر تأییدی بر این مطلب است. حتی وقتی داروهای ضدبارداری به بازار جهانی عرضه می­شود؛ قبل از پخش سراسری، در کشورهای هدف از جمله در آفریقا آزموده می­شود و صحت این مطلب را می­توان در میزان بالای ناباروری زنان شمال آفریقا جستجو نمود.

در عرصه جنگ نرم، پیچیدگی خاصی در رفتار غرب وجود دارد که هر روز در لباس نویی خودنمایی می­کند؛ اما آنچه مهم است، وجود دو گزاره برای جلوگیری از رشد جمعیت است که در رأس برنامه­های یهود برای فروپاشی جهان خصوصأ مسلمانان تعبیه شده است؛ یکی جلوگیری از تولید نسل و ممانعت از پیوند زناشویی و دیگری نزول عمر مردم.

جلوگیری از تولید و تکثیر نسل نیز راههای مختلفی را به مخاطب ارائه می­کند که شعار دلفریب و به ظاهر عاقلانه سراسر جاهلانه «فرزند کمتر زندگی بهتر» تابلوی منور این راهکارهاست؛ در ادامه که از ناباروری زنان، عقیم نمودن مردان و ارائه راهکارهایی برای جلوگیری از بارداری غفلت نورزیده است.

جلوگیری از ایجاد و گسترش پیوند زناشویی نیز با طرح­های جایگزین همچون همجنس­گرایی، هم­خانگی، رفتارهای جنسی بی­قاعده، ازدواج با حیوانات و... در کنار طرح­هایی همچون ترویج اندیشه­های «فمنیستی» که در ذات خود ترویج بی­بندوباری، خانواده ستیزی و اشاعه فحشا و فساد اخلاقی را دارد، دنبال می­شود.

با رشد تکنیکی صنعت و مدرنیزه شدن آن، علاوه بر این با بیشتر شدن تقاضا و احساس نیاز به تولید کالای بیشتر؛ حق مالکیت زن در غرب به رسمیت شناخته شد و این در حالی بود که تا آن روز، زن حق مالکیت نداشت.

نظام سرمایه­داری غرب با اهدای حق مالکیت؛ با ترفند روباه صفتانه­ای برای بهره­کشی از امتیازات ظاهری زنان در اغوای مشتری و جذب ارباب رجوع، آنها را وسیله­ای برای نیل به اهداف شوم خود قرار داد تا با تبلیغ و ترویج کالاها و تحمیل آن بر مصرف کننده به سودهای کلان و هنگفت برسد.

آنچه در این دوران اتفاق افتاد سوء استفاه از ظرافت­ها و لطافت­های زنانه بود که با شخص زن کاری نداشت و شخصیت او را نشانه رفته بود.

با شکل­گیری نهضت «هیپی­ها» در آمریکا و تقارن آن با موج سوم «فمنیست» در اروپا که شدت و بیشتر شدن رو به رشد کودکان نامشروع کار را در پی داشت؛ آثار اندیشه­های انحرافی این جریان خود را نشان داد و امروز یکی از خروجی­های آن، همجنس­گرایی و ازدواج با حیوانات است که بلای جان خانواده شده و ماهیت آن را تهدید می­کند؛ حتی در زمان حاضر نگهداری حیوانات و جایگزینی آن با فرزندآوری از بلایای غرب فمنیستی است.

نوع نگاه فمنیست­ها که در آن مرد را دارای قدرت سلطه بر زن و زن را بسان برده­ای برای مردان می­دانند؛ بهانه به دست سیاستمداران داد تا شعار دلفریب دیگری با عنوان «تساوی حقوق زن و مرد» را مطرح کنند و از این طریق حضور بی­حدوحصر زنان در جامعه سرعت بیشتری به خود گرفت تا جایی که در برخی مشاغل و رشته­های دانشگاهی، تعداد زنان از مردان بیشتر است.

فمنیست­ها در واقع فریب لفظ «تساوی» را خوردند و توسط سیاسیون «تشابه» را تجربه کردند؛ به بیان ساده‌تر آنان مساوی بودن زن و مرد را در بهره‌مندی از تمام شئون اجتماعی در تحصیل، کار، رفاه و بهره‌مندی از قابلیتات مادی می‌دانند؛ دو چیز مساوی می‌توانند متفاوت از یکدیگر باشند؛ یک کیلو انار و یک کیلو سیب درعین‌حالی که مساوی‌اند متفاوت هم هستند؛ سیب دارای ویتامین «ث» و انار منبع سرشار فیبر است، دو خواهر و برادر دوقلو از این نظر که هم‌سن هستند، مساوی‌اند، اما به لحاظ جنسیت و عواطف متفاوت هستند.

آنها با القائات نظام­مندِ نظریه­پردازانِ اتاق فکرِ ترویجِ تفکراتِ مردستیزی، خود را شبیه مردان محق کار و تحصیل و از سوی دیگر حضور در اجتماع می­دانستند و بدین ترتیب ارزش­های خود را به فراموشی سپردند تا جایی که صدای اعتراض «الکسیس کارل» نیز بلند شد.

الکسیس کارل، فیزیولوژیک و جراح زیست‌شناس معروف فرانسوى که کتاب‌هایی باشهرت جهانى دارد؛ در کتاب معروف خود «انسان موجود ناشناخته» مى‌گوید: زن و مرد به‌حکم قانون خلقت متفاوت آفریده‌شده‌اند و این اختلاف و تفاوت‌ها؛ وظایف و حقوق آن‌ها را متفاوت مى‌کند و به علت عدم توجّه به این نکته اصلى و مهم، طرفداران نهضت آزادى زنان فکر مى‌کنند که هر دو جنس مى‌توانند یکسان تعلیم و تربیت یابند و مشاغل و اختیارات و مسئولیت‌هاى یکسانى به عهده گیرند. زن در حقیقت از جهات زیادى با مرد متفاوت است. یکایک سلول‌هاى بدن از سوی دیگر دستگاه‌هاى عضوى مخصوصاً سلسله عصبى نشانه جنس او را بر روى خود دارد. سپس مى‌افزاید: قوانین فیزیولوژى نیز همانند قوانین جهان ستارگان و آسمان‌ها سخت و غیرقابل تغییرند و ممکن نیست تمایلات انسانى در آن‌ها تغییرى ایجاد کند. ما مجبوریم آن‌ها را آن‌طور که هست بپذیریم (نه آن‌طور که مى‌خواهیم).

آنگاه این سخن را با این جمله پایان کار مى‌دهد: زنان باید به سمت مواهب طبیعى خود و مسیر سرشت خاص خویش بدون تقلید کورکورانه از مردان بکوشند. وظیفه ایشان درراه تدقیق بشریت بسیار بیشتر از مردهاست و نبایست آن را سرسرى گیرند و رها کنند.

پیکره وجودی زندگی مشترک که شاکله آن را مرد و زن تشکیل می‌دهند را همچون بدن یک انسان فارغ از جنسیت تصور کنید، انسان هم دارای مغز است و هم دارای قلب، نمی‌توان گفت قلب مهم‌تر است یا مغز، چرا؟ به آن دلیل که بدون وجود هر یک، حیات دیگری معنا ندارد، برای بقا و تدقیق انسان، هم مغز و هم قلب لازم است و هر یک وظایفی بر عهده‌دارند، در زندگی هم لازمه تدقیق و بقا؛ وجود توأمان مرد و زن است که با یکدیگر از حقوقی مساوی بهره‌مند می‌شوند در عین حالی که وظایف مختلف و متفاوتی دارند.

مرد بسان مغز که فرمانده بدن است؛ فرماندهی و کنترل نهاد خانواده را بر عهده دارد و زن همچون قلب کانون مهر، محبت و عواطف اهل خانه است.

اشتباه دیگر فمنیست­ها این بود که ازدواج و زناشویی را تنها در تمتعات جنسی می­دیدند و به همین دلیل جملاتی همچون «بدنم مال خودم است»، «من چرا باید پاسخگوی عقده‌های جنسی مردان باشم» و... از سوی ایشان صادر شد.

طرح اندیشه­های فمنیستی که در ابتدا با هدف احقاق حقوق زنان پای در عرصه وجود گذاشت، جامعه زنان غرب را با مشکلات عدیده­ای مواجه کرده که نیم نگاهی به آمارهای «مؤسسه حقوق بنیادین زنان اروپا» مؤید این مطلب است. مشکلاتی از قبیل صعود زنا، بی­تعهدی نسبت به همسر، ترویج خیانت، صعود روزافزون فرزندان نامآغاز، پیدایش مشکلات روحی و روانی، پیدایش و تسری بیماری­های واگیردار از جمله ایدز، پوچ­گرایی و صعود آمار خودکشی تنها بخش کوچکی از این معضلات است.

در خوشبینانه­ترین حالت، زن غربی زندگی زیر یک سقف و بصورت اشتراکی با مردان و فرزندانی که هیچ علقه و قرابت عاطفی با یکدیگر ندارند را تجربه می­کند و این است برآیند دوری از فطرت الهی بشر که مقتضای حکمت و مصلحتش در زندگی جمعی و خانوادگی است نه زندگی خانواری!

با ورود دولت اصلاحات به عرصه سیاسی کشور و به دست گرفتن سکان مدیریت اجرایی توسط جبهه «دوم خرداد» اندیشه فمنیستی در اذهان مدیران رده بالای دولت مزبور رسوخ نمود و طرح شعار «آزادی» شروع کاری بود برای ترویج افکار و رفتار غربی در جامعه اسلامی.

همان­طور که گفته شد، صهیونیست­ها دو هدف عمده را در رابطه با شیعیان دنبال می­کنند؛ اول قدم ایشان جلوگیری از صعود جمعیت شیعیان جهان است و برای این طرح، برنامه­هایی از سال­های پیش داشتند که نمونه بارز آن جنگ و کشتار گسترده در مناطق شیعه نشین جهان است. نوع دیگر کشتار غیر محسوس در ایران ما اتّفاق افتاد و آن بحث «وازکتومی» و ترغیب مردان به عقیم شدن بود که با شعار «فرزند کمتر زندگی بهتر» اجرایی شد و ما متأسّفانه خیلی دیر به این نیت شوم و عمل مزوّرانه یهود پی بردیم. دیگر اقدام دشمن برای جلوگیری از تولید و تکثیر نسل بشر، طرح مباحث «فمنیستی» است؛ شعارهای «فمنیستی» از پیش طراحی شده باعث تحرّک غیر ضرور اجتماعی دختران و بانوان جامعه شد؛ این مسئله از چند جنبه خطرناک است، به­دلیل حس استقلال طلبی موجب صعود سن ازدواج می­شود و به تبع آن رشد جمعیت کند خواهد شد. به­دلیل عدم اشباع غرایز جنسی، سن فساد نزول خواهد یافت و ارتباط نامشروع کار دختر و پسر ارزان خواهد شد زیرا این دو به دلیل اشغال مناصب و مشاغل مردانه از سوی زنان و دختران که منجر به بیکاری پسران و از سوی دیگر عدم توان تشکیل زندگی مشترک می­شود، زیر بار مسئولیت ازدواج رسمی نمی­روند و مواردی همچون ازدواج «سفید» و «خانه­های مجردی» جلوه­گر خواهد شد؛ در این هیاهو که میل به ازدواج کم شده و سن ازدواج بیشتر شدن می­یابد؛ دختران برای یافتن همسر، هنجارشکنی کرده و پدیده بدحجابی را رقم می­زنند که آن نیز به نوعی تیشه به ریشه خانواده می­زند؛ بدین ترتیب که حضور افراد بدحجاب در جامعه، باعث تعددطلبی و تنوع­طلبی مردان شده و آنان را نسبت به زندگی خود دلسرد می­کند و همین امر سبب صعود طلاق می­شود.

دیگر معضل اینکه بحث تحصیل و اشتغال بانوان موجب دوری از خانه و خانواده شده و بالطّبع موجب بروز تحولاتی در شیوه صحیح زندگی بر محور خانه­داری زنان می­شود که مشکلاتی به بار خواهد آورد؛ یکی از آنها عدم توجّه به تربیت اسلامی فرزندان و رشد قارچ گونه مهدهای کودک است که نظارت چندانی بر نحوه بازده اسلامی آنها وجود ندارد تا جایی که در برخی از این مهدها آموزش رقص در دستور کار قرار گرفته است؛ و دیگری غفلت از نوع تغذیه اعضای خانواده خواهد بود. خروجی این بازده غلط؛ گرایش به فست­فودها و غذاهای آماده است و این یعنی تأمین نظر یهود برای پیاده سازی سیاست پلید نزول عمر شیعیان جهان. بعید نیست در تولید و تکثیر مواد مورد استفاده در این محصولات؛ از هورمون حیوانات استفاده شود؛ برای مثال در تولید مرغ­های ماشینی - که با فرآیند خاصی و قبل از موعد طبیعی به رشد می­رسند – احتمال استفاده از هورمون خوک و میمون وجود دارد که اولی موجب بی­غیرتی مردان و دومی موجب تمایل به بی­حجابی زنان می­شود. سوسیس و کالباس و... نیز از این قاعده مستثنی نیستند؛ بنابراین احتمال دارد برخی از این مراکز تغذیه­ای که در قالب فست­فودها، رستوران­ها و مراکز تهیه و طبخ غذا در کشور ما فعّالیّت می­کنند؛ مستقیم یا غیر مستقیم زیر نظر صهیونیست بوده و یا به طرق دیگر توسّط ایشان حمایت و پشتیبانی شوند. حتّی برخی ارائهگاه­های بزرگ عرضه و فروش‌رسانی مایحتاج ضروری خانوار که بصورت زنجیره­ای در سطح گسترده فعّال شده­اند؛ بعید نیست در دایره برنامه نفوذی دشمن باشند.[1]

همان­گونه که بیان شد، دومین قدم دشمنی یهود با تشیّع؛ بحث کاستن از عمر ایشان است، علاوه بر آن که سیاست کم شدن جمعیت را پیگیری می­کنند، به دنبال کوتاه کردن عمر جمعیت شیعیان حاضر هستند و مهمترین ابزارشان برای تحقّق این هدف، بحث تغذیه و درمان است؛ یکی از اساسی­ترین راهبردهای «بیوتروریسم» که چند وقتی است بر سر زبان­ها افتاده، در حوزه سلامت و با انگیزه اخلال در بیولوژیک بدن می­باشد. محصولات تراریخته نمونه و شاهدی بر این مدّعاست. در چند سال اخیر با نفوذ دشمن در عرصه جنگ نرم و خودباختگی برخی مسئولان غرب­زده که ثمره­ای جز تغییر سبک زندگی و گرایش به مادیات نداشت، شاهد رشد بسیاری از بیماری­ها هستیم؛ صعود چند برابری سرطان، پایین آمدن سن سکته و... نمونه­هایی از این قبیل­اند.

دشمن با تغییر ذائقه؛ سلامت مردم ما را تهدید کرده و با بروز بیماری، مجبوریم به فکر درمان ایشان باشیم؛ اتّفاق بعدی که بایست طبق نقشه دشمن عمل کنیم؛ واردات داروهای شیمیایی است که نه­تنها درمانگر نیستند که عوارض خطرناکی نیز دارند. جای تعجّب است کشور پیشرفته­ای چون آلمان که در پزشکی سرآمد اروپا بلکه دنیاست، از داروهای شیمیایی فاصله گرفته و استفاده از داروهای گیاهی را در دستور کار خود قرار داده تا جایی که نزدیک به نود درصد داروهای این کشور اروپایی، داروی گیاهی است؛ در مقابل ما که مهد پزشکی هستیم و سرزمین حاصلخیزمان منبع و منشأ داروهای گیاهی کوهی است، یکی از وارد کنندگان عمده داروهای شیمیایی و دستگاه­های پزشکی مضر از جمله سی تی اسکن­ها هستیم! آری دشمن ما در هر برهه از زمان برنامه خاصی را دنبال می­کند؛ زمانی جنگ هشت ساله را بر ما تحمیل کردند؛ زمانی استحاله فرهنگی و تغییر سبک زندگی را با ورود ماهواره­ها و شبکه­های اجتماعی موبایلی در دستور کار خود قرار دادند و در روز جاری بحث «بیوتروریسم» را پی­ریزی کرده­اند. در بحث بیوتروریسم تنها مسئله غذا و دارو مطرح نیست بلکه آنها به­دنبال تضعیف شالوده اعتقادی ما هستند و اخیرأ با تولید نوعی ویروس؛ می­کوشند با تکثیر آن از طریق استشمام و جای­گیری در ناحیه سمت راست جلوی مغز که جایگاه شکل­گیری عقاید است، مردم را نسبت به آموزه­های دینی سست کرده و ایشان را به نوعی بی­دینی مبتلا کنند تا جایی که ارزش­ها را ضدّارزش جلوه دهند. شاید زمان آینده طرح و برنامه دیگری در کار باشد؛ پس شایسته است مسلمان ایرانی به هوش بوده و با بصیرت دینی و سیاسی خود؛ راه­های نفوذ و تهاجم نامحسوس دشمن را سد کرده و نقشه­هایش را نقش بر آب کند.

یکی از ضروریات امروز جامعه ما توجّه ویژه به «طبّ اسلامی» است که علاوه بر درمان­گری امراض جسمی، بیماری­های روانی و جنسی - که عامل بسیاری از طلاق­ها، درگیری­ها، نزاع­ها و بزهکاری­های امروز جامعه ماست – را نیز درمان خواهد کرد. این کار؛ یعنی توجّه به «طبّ اسلامی» علاوه بر کارکردهایی که ذکر شد؛ می­تواند زمینه­ساز گرایش بی دینان به اسلام ناب شده و دست آنان که دچار سستی در عقاید هستند را در دست اسلام گذاشته؛ و موجب تقویت بنیان­های اعتقادی مردم جامعه شود. چرا که عمل به دستورات اهل­بیت: و درمان بیماری­ها با کمترین عوارض، موجب انس بیشتر با مفاهیم دینی خواهد شد.

با توجه به آنچه پیش­تر بیان شد، وظیفه ما در حفظ و صیانت از حریم خانواده معلوم می­شود اما قبل از آن که به ارائه راهکارهایی برای دفاع از کیان خانه و خانواده بپردازیم؛ لازم است دیدگاه قرآن در مورد خانواده را بدانیم؛ و بدانیم هدف از ایجاد و تشکیل این نهاد مقدس چیست؟

گمشده اصلی بشر «آرامش» است که آن را با «آسایش» اشتباه گرفته و این را می­توان در گرایش به مادیات و رشد روزافزون تجمل­گرایی بوضوح دید. قرآن آرامش را تنها در ذکر و یاد خدا می­داند و در کنار آن به مسأله ازدواج اشاره کرده و می­فرماید:

وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ

و از نشانه­هاى او این که همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میانتان محبت و رحمت قرار داد؛ به یقین در این نشانه­هایى است براى گروهى که تفکّر مى­کنند.(آیه 21 سوره روم)

به راستى، وجود همسران با این ویژگى­ها، براى انسان­ها که مایه آرامش زندگى آنها است، یکى از مواهب بزرگ الهى محسوب مى­شود.

این آرامش، از اینجا ناشى مى­شود که این دو جنس مکمل یکدیگر و مایه شکوفائى و نشاط و پرورش یکدیگر مى­باشند، به طورى که هر یک بدون دیگرى ناقص است، و طبیعى است که میان یک موجود و مکمل وجود او، چنین جاذبه نیرومندى وجود داشته باشد.

و از اینجا مى­توان حاصل گرفت: آنها که پشت پا به این سنت الهى مى­زنند وجود ناقصى دارند، چرا که یک مرحله تدقیقى آنها متوقف شده (مگر آن که به راستى شرائط خاص و ضرورتى ایجاب تجرد کند).

به هر حال، این آرامش و سکونت هم از نظر جسمى است، و هم از نظر روحى، هم از جنبه فردى و هم اجتماعى.

بیمارى­هائى که به خاطر ترک ازدواج براى جسم انسان پیش مى­آید، قابل انکار نیست.

در ادامه، عدم تعادل روحى و ناآرامى هاى روانى که افراد مجرد با آن دست به گریبانند کم و بیش بر همه روشن است.

از نظر اجتماعى، افراد مجرد کمتر احساس مسئولیت مى­کنند و به همین جهت انتحار و خودکشى در میان مجردان بیشتر دیده مى­شود، و جنایات هولناک نیز از آنها بیشتر سرمى­زند.

هنگامى که انسان، از مرحله تجرد، گام به مرحله زندگى خانوادگى مى­گذارد، شخصیت تازه­اى در خود مى­یابد، و احساس مسئولیت بیشترى مى­کند، و این است معنى احساس آرامش در سایه ازدواج.(تفسیر نمونه ذیل آیه 21 سوره روم)

از نگاه قرآن خانه و خانواده محل تسکین و ذکر الهی است که حفظ حریم آن به حکم شرع و عقل واجب است. از همین رو در قرآن می­خوانیم:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلَائِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَّا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ

اى کسانى که ایمان آورده­اید! خود و خانواده خویش را از آتشى که هیزم آن انسانها و سنگهاست نگه دارید؛ آتشى که فرشتگانى بر آن گمارده شده که خشن و سختگیرند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمى­کنند و آنچه را فرمان داده شده­اند (بطور جامع) اجرا مى­نمایند.(آیه 6 سوره تحریم)

حق زن و فرزند تنها با تأمین هزینه زندگى و مسکن و تغذیه آنها حاصل نمى­شود، مهم تر از آن، تغذیه روح و جان آنها و به کار گرفتن اصول تعلیم و تربیت صحیح است.

از آیات فوق، و روایاتى که درباره حقوق فرزند و مانند آن در منابع اسلامى وارد شده، به خوبى استفاده مى­شود که: انسان در مقابل همسر و فرزند خویش، مسئولیت سنگین­ترى دارد، و موظف است تا آنجا که مى­تواند، در تعلیم و تربیت آنها بکوشد، آنها را از گناه بازدارد و به نیکى­ها دعوت نماید، نه این که تنها به تغذیه جسم آنها قناعت کند.

در حقیقت، اجتماع بزرگ از واحدهاى کوچکى تشکیل مى­شود که «خانواده» نام دارد، و هرگاه این واحدهاى کوچک، که رسیدگى به آن آسان­تر است اصلاح گردد، کل جامعه اصلاح مى­شود، و این مسئولیت در درجه اول بر دوش پدران و مادران است.

مخصوصاً در عصر ما که امواج کوبنده فساد در بیرون خانواده­ها بسیار قوى و خطرناک است، براى خنثى کردن آنها از طریق تعلیم و تربیت خانوادگى، باید برنامه ریزى اساسى­تر و دقیق­تر انجام گیرد.(تفسیر نمونه ذیل آیه 6 سوره تحریم)

با نیم نگاهی به اقدامات دشمن که هر روز در شکل به‌روزی پیاده می­شود و هدف ایشان کم شدن جمعیت و افت عمر شیعیان است؛ باید اقداماتی صورت بگیرد تا از این فردگرایی رهایی یابیم چرا که دشمن می­کوشد به هر طریق مردم را منزوی کرده و از اجتماع دور نماید؛ ایجاد شبکه­های اجتماعی تلفن همراه، عکس گرفتن سلفی، گرایش به فست فودها که غالبأ فرد به تنهایی مشغول غذا خوردن است و مواردی از این دست؛ همه و همه در پی دوری گزینی افراد از اجتماع است.

بایست مردم را از تجمل­گرایی دور نمود و ارزش­های حقیقی را به ایشان نمایاند؛ مضاف بر این بایست مردم بدانند عزت از آن خداست نه در مادی­گرایی.

یکی از مهمترین وظایف بر دوش ائمه جمعه و جماعات است و آن ترویج سبک زندگی اسلامی و ازدواج آسان است که با ایجاد دفاتر ازدواج آسان در مساجد می­توان به این مهم جامه عمل پوشانید و دختران و پسران حزب­اللهی و مسجدی را به یکدیگر معرفی کرد تا ازدواج­ها سروسامان بگیرد.

دیگر اقدام استفاده از مشاورین مذهبی است تا در فرآیند قبل، حین و بعد از ازدواج زوجین را یاری کنند چرا که بسیاری از طلاق­ها به­دلیل ارائه مشاوره­های غلط و بعضأ به دور از تقوا در محاکم قضایی توسط وکلا و مشاوران است.

دیگر مسئله مهم تشویق جوانان به فرزند آوری بیشتر است و این تسهیلات دولتی و حکومتی را می­طلبد و در کنار آن تشویق مردم به رعایت انصاف در قبال زوجین جوان در بحث اجاره بهای مسکن است. گاهی برای مستأجرین محدودیت­هایی ایجاد می­شود که ایشان را از فرزند آوری بیشتر منصرف می­کند؛ برای مثال اگر تعداد فرزندان بیش از دو نفر باشد، بهانه­ای برای جواب کردن مستأجر از سوی صاحبخانه­ها می­شود.

مسئله مهم دیگر ترویج حجاب و عفاف از طریق رسانه­های گروهی؛ ادارات آموزش و پروش و مدارس دخترانه است که بعد از خانواده بیشترین تأثیر را در تربیت فرزندان و دختران دارند.

امید است با ارائه راهکارها و عملیاتی کردن آنها، خانواده را مستحکم نموده و از خطر تبدیل شدن به خانوار جلوگیری کنیم.

[1] . ارائهگاه­های مواد غذایی؛ شوینده، بهداشتی و... از این قبیل هستند.



سوالات متداول

چرا خانواده اسلامی یا خانوار غربی | فمنیست بلای جان خانواده | متلاشی شدن خانواده در غرب اهمیت دارد؟

این موضوع به دلیل اطلاعات و کاربردهای مرتبط، مورد توجه کاربران قرار گرفته است.

مهم‌ترین نکات درباره آنها چیست؟

جزئیات مهم و نکات قابل توجه درباره آنها در متن مقاله بررسی شده است.

آخرین اطلاعات درباره خانواده چیست؟

جدیدترین اطلاعات و تغییرات مربوط به خانواده در این گزارش ارائه شده است.

برچسب: نویسنده: فاطمه یزدانی تاريخ: يکشنبه 25 مرداد 1405 ساعت: 1:58

صفحه بندی